تبليغاتX
عشق من

عشق من

تقدیم به زندگیم

نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 23:40 توسط نفس| |

مردانگی ات را
با شکستن دل دختری
که دیوانه ی توست
ثابت نکن
مردانگی ات را
 با غرور بی اندازه ات
به دختری که عاشق توست
ثابت نکن
مردانگی را
زمانی میتوانی نشان دهی
که دختری
با تمام تنهایی اش
به تو تکیه کرده
که دختری با تکیه به غرور تو
به قدرت تو
در این دنیای پر از نامردی
قدم برمی دارد...
نوشته شده در جمعه 30 دی1390ساعت 21:30 توسط نفس| |

همین که تو اینجا کنار منی

همین که کنارت نفس میکشم

همین که تو میخندی و من فقط کنار تو از غصه دست میکشم

 همین که تو چشمای من زل زدی نگاهت پناه دل خستمه

نمیخوام که دنیا بهم رو کنه  همین که کنار منی بسمه

من حتی به این حدشم راضیم که باشی کنارم بمونی فقط ...

واسه من فقط بودنت کافیه، دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت 

واسه من فقط بودنت کافیه که هستی کنارم قدم میزنی

 بهم حس دلدادگی میدی و داری لحظه هامو رقم میزنی

من حتی به این حدشم راضیم که باشی کنارم بمونی فقط

 واسه من فقط بودنت کافیه دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 6 دی1390ساعت 22:52 توسط نفس| |

Image Detail
نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 19:5 توسط نفس| |

خداوندا تو می دانی که من دلواپس فردای خود هستم...

 مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را...

 مبادا گم کنم اهداف زیبا را...

 مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت...

دلم بین امید و نا امیدی می زند پرسه! می شود خسته!

 می زند فریاد: تو تنهایم  نذاااار خداونداااا؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 18:8 توسط نفس| |


حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود.....افسوس که به جای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند.

(دکتر شریعتی)

نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 11:8 توسط نفس| |

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 فرا رسیدن ماه محرم
را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:18 توسط نفس| |

چـرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی:
نــــذار برم
یعنـــــــی بــرم گــــردون
سفــــت بغلـــــم کـــن.. ... ...
ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و
بگــــــو :
خداحافــــظ و زهــــر مـــار
بیخــــــود کــــردی میگی خداحافـــــظ
مگـــــه میـــذارم بــــری؟!!
مــــــگه الکیــــــــه!!!

نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان1390ساعت 19:37 توسط نفس| |

عید غدیر 

علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟


اين عيد بزرگ رو به همتون تبريك ميگم


نوشته شده در سه شنبه 24 آبان1390ساعت 19:54 توسط نفس| |

پروردگارا

به من آرامش ده

             تا بپذيرم آنچه را نمي توانم تغيير دهم

دليري بده

        تغيير دهم آنچه را كه مي توانم

و بينش ده

           تا تفاوت اين دو را درك كنم

و مرا فهم بده

    تا متوقع نباشم ديگران مطابق ميل من رفتار كنند

*جبران خليل جبران*

نوشته شده در سه شنبه 24 آبان1390ساعت 19:38 توسط نفس| |

خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم 

دکتر علی شریعتی

 

نوشته شده در سه شنبه 17 آبان1390ساعت 12:1 توسط نفس| |

سلام

اینم مطلبی که قولش رو بهت داده بودم

بدو بیا ادامه مطلب.....

امیدوارم خوشت بیاد!


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 16 آبان1390ساعت 12:4 توسط نفس| |

نظر یادت نره هااااااااااااا؟!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 16 آبان1390ساعت 12:1 توسط نفس| |

سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست

گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی...

 و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی

نوشته شده در دوشنبه 2 آبان1390ساعت 23:45 توسط نفس| |

گاهی وقتی که تنهام گریه میکنم چون با خودمم...

 اشکام تلخ و گرمه اونا با زندگی سرازیر میشن اما شکل خاصی ندارن گریه میکنم چون قلبم شکسته!

برام سخته که ادامه بدم!

 اگر گوشی داشتم که به اون اعتماد کنم درمیون گنجینه ای از دوستان گریه میکردم! اما کسی رو میشناسی که اونقدر صبر کنه تا به دیگری برای ادامه راه کمک کنه؟!

زندگی به سرعت میگذره و ترجیح میده از تو بگذره، تا اینکه تحمل کنه و ببینه چه چیزی باعث گریه ی تو شده؟!

دردآوره و غم انگیز من همیشه گریه میکنم و کسی اهمیت نمیده که چرا.....

نوشته شده در یکشنبه 17 مهر1390ساعت 18:47 توسط نفس| |

سلام

تولد امام رضا (ع) رو به همه تبریک میگم

نوشته شده در یکشنبه 17 مهر1390ساعت 8:58 توسط نفس| |

آمدي،  جانم به قربانت ولي حالا چرا؟

بي وفا حالا که من افتادم از پا چرا

نوشداروئي و بعد از مرگ سهراب آمدي

سنگدل اين زودتر مي خواستي،حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست

من که يک امروز مهمان توام، فردا چرا؟

نازنينا ما بنازتو جواني داده ايم

ديگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

وه که با اين عمرهاي کوته بي اعتبار

اينهمه غافل شدن از چون مني شيدا چرا؟

شور فرهادم بپرس سر به زير افکنده بود

اي لب شيرين جواب تلخ سر بالا چرا؟

اي شب هجران که يکدم در تو چشم من نخفت

اينقدر با بخت خواب آلود من،لالا چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي کند

در شگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا؟

در خزان هجر گل اي بلبل طبع حزين

خامشي شرط  وفاداري بود،غوغا چرا؟

شهريارا بي حبيب خود نمي کردي سفر

اين سفر راه قيامت مي روي،تنها چرا؟

*شهریار*

نوشته شده در شنبه 16 مهر1390ساعت 15:5 توسط نفس| |

خواهش میکنم دیگه تنهام نذااااااار


همه حق داشتن شادی و آرامش رو دارن بیا این حق رو از خودمون نگیریم

نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1390ساعت 21:16 توسط نفس| |

 

 

خدا جوووون ممنونم که جوابمو دادی....

سپاااااااااااااااس

نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1390ساعت 21:13 توسط نفس| |

میخاستم بگم خوووووووش اومدی ی ی ی ی ی ...............

از اول مطالب رو بخون.از اردیبهشت ۹۰ شروع کن!بیا بالا تا مهر ۹۰! ببین چقدر زیاد برات نوشتم!!!

راستی اگه بعضی جاها! مخصوصا توی قسمت محرمانه ها چیزی گفتم ناراحت نشو!

بهم حق بده. موقعیت خیلی بدی داشتم، درکم کن؟؟!

ممنون

نظر یادت نره

هروقت اومدی بهم خبر بده

نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1390ساعت 21:13 توسط نفس| |

بـی قـرار هـیچ قـراری نـبوده ام
مـگــر

قـراری کـه بـا تـو داشتـم و

هـرگـز نیـامـدی...

نوشته شده در سه شنبه 12 مهر1390ساعت 13:2 توسط نفس| |

بگذار ندانم، دانستن همیشه خوب نیست،

 گاهی بهتر است نفهمید که چرا رفت  . . .

نوشته شده در یکشنبه 10 مهر1390ساعت 21:59 توسط نفس| |

يه دعا ميکنم بگين آمين خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم.......

تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار


باید بگم دارم سعی میکنم فراموشت کنم!  

به خدا میسپارمت. . .

نوشته شده در یکشنبه 10 مهر1390ساعت 21:55 توسط نفس| |


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر1390ساعت 15:20 توسط نفس| |

چشم انتظارتم...

اگه اومدی حتما برام نظر بذار...

نوشته شده در شنبه 26 شهریور1390ساعت 10:32 توسط نفس| |

وقتی داشتم می­رفتم بغض کرده بودیم! بلاخره وقتش رسید و رفتم، رفتم و رفتم وتو هنوز پشت اون در شیشه­ای واسم دست تکون می­دادی. من رفتم، رفتم و رفتم و رسیدم به جایی که خیلی از تو دور بود خیلی دور. ماندم و ماندم تا روزی که تو رفتی، رفتی و رفتی و رفتی و رسیدی به جایی دورتر از جایی که من رفتم. بلاخره من آمدم، آمدم و آمدم و رسیدم به جایی که تو از آنجا رفته بودی. تو با یک هفته تاخیر بلاخره آمدی، آمدی و آمدی ولی هیچگاه نرسیدی! من همچنان چشم به راه و گریان بودم. چشم به راه بودم اما هیچگاه نرسیدی. من ماندم وماندم و ماندم اما نیامدی! باز وقت رفتن رسید! پشت آن درهای شیشه­ای هم منتظرت بودم اما نیامدی! رفتم و رفتم و رسیدم، ماندم و ماندم و تو هم از آن شهر رفتی و رفتی نمی­دانم شاید برای همیشه رفتی. و حال من دارم بازمی­گردم به آن شهر ولی تو را نمی­دانم، بازمی­گردی یا می­مانی؟! هنوز هم برایم مهمی، هنوز هم به یاد تو می­آیم و به یاد تو چشم برهم می­گذارم! هنوز هم چشم به راه تو ام...

نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت 10:41 توسط نفس| |

اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش

اگر آیئنه یک دنیاست تویی مفهوم و معنایش
تو یعنی دسته ای گل را از آن سوی افق چیدن

تو یعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن

تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن
تو یعنی یک کبوتر را زتنهایی رها کردن

خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن
تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن

و یا در پاسخ یک لطف به روی غنچه خندیدن
اگر چه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی

کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی
اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم

اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم
ولی یادم نخواهد رفت که یاد تو هنوز اینجاست

میان سایه روشن ها دل شیدای من تنهاست
نباید زود می رفتی و از دل کوچ می کردی

افق ها منتظر ماندن که از این راه برگردی
اگر یک آسمان دل را به قسط عشق بردارم

میان عشق و زیبایی تورا من دوست می دارم

نوشته شده در شنبه 12 شهریور1390ساعت 11:23 توسط نفس| |

 

نوشته شده در دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 15:4 توسط نفس| |

 

دلتنگتممممممممممممم، همین!!!

نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد1390ساعت 15:6 توسط نفس| |

 بعد از این شاید دیگه اینجا واست چیزی ننویسم و باز برم سراغ دفترایی که واست نوشتم! و با خط خودم برات بنویسم!
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد1390ساعت 22:3 توسط نفس| |

Design By : Night Melody